نویسنده : ولادیمیر اِفیموف
کارشناس امور ایران
ترجمه و ویراستار: صلاح الدین احمد لواسانی
14 اکتبر 2013

استان شرقی عربستان سعودی، جایی که اصلیترین ذخایر نفتی این کشور در آن قرار دارد، از بهار سال 2011 محل درگیریهای داخلی بین سنّیها و اقلیت شیعه بوده است. اگر دامنۀ انقلابهای عربی به این کشور پادشاهی گسترش یابد، میتواند باعث نابودی بازار نفت شده و جهان را به ورطۀ سقوط اقتصادی بکشاند. کارشناسان بر این باورند که ایالات متحدّه در این مرحله اجازۀ وقوع چنین چیزی را نخواهد داد مگر طرح جدیدی از ثبات و امنیّت، بر پایۀ مشارکت ایران در خلیج فارس استقرار یابد. از همین رو در سپتامبر امسال مصالحهای غیر منتظره بین واشنگتن و تهران آغاز گردید.
نویسنده : ولادیمیر اِفیموف
کارشناس امور ایران
ترجمه و ویراستار: صلاح الدین احمد لواسانی
14 اکتبر 2013

استان شرقی عربستان سعودی، جایی که اصلیترین ذخایر نفتی این کشور در آن قرار دارد، از بهار سال 2011 محل درگیریهای داخلی بین سنّیها و اقلیت شیعه بوده است. اگر دامنۀ انقلابهای عربی به این کشور پادشاهی گسترش یابد، میتواند باعث نابودی بازار نفت شده و جهان را به ورطۀ سقوط اقتصادی بکشاند. کارشناسان بر این باورند که ایالات متحدّه در این مرحله اجازۀ وقوع چنین چیزی را نخواهد داد مگر طرح جدیدی از ثبات و امنیّت، بر پایۀ مشارکت ایران در خلیج فارس استقرار یابد. از همین رو در سپتامبر امسال مصالحهای غیر منتظره بین واشنگتن و تهران آغاز گردید.
بهار عربی که منجر به سقوط رژیمهای حاکم بر تونس، مصر و لیبی گردید، عربستان سعودی را نیز بینصیب نگذاشته است. در استان شرقی (بزرگترین و غنی ترین منبع نفتی این کشور) که اکثراً شیعیان در آن زندگی میکنند، به طور مکرر موج مخالفت وجود داشته است. شیعیان که با جمعیتی در حدود 4 میلیون نفر، 15 درصد جمعیت عربستان سعودی را تشکیل میدهند، قربانیان تبعیضی هستند که توسّط مقامات سعودی تقریباً در همۀ زمینهها اعمال میشود؛ از خدمات عمومی و رویۀ اجرای قانون از سوی سازمانها گرفته تا بی حُرمتی به حقوق مذهبیشان. در ریاض باور بر این است که در پشت آشوب شیعیان در این کشور، تهران قرار دارد که در پیِ سست کردن پایه های رژیم حاکم آل سعود است و بر موج جدایی طلبی در مناطق عمدتاً شیعه نشین دامن میزند. عربستان سعودی بر این باور است که هدف نهایی ایران تلاش برای جداکردن استان شرقی این کشور و تشکیل نوعی کنفدراسیون از شیعیان عرب شامل بحرین و جنوب عراق بوده که در سایۀ حمایت ایران قرار بگیرند.
در بستری تاریخی جمعیت شیعیان در مناطق شرقی عربستان سعودی و نواحی متمرکز شدند که مهمترین حوزههای نفتی در آنها قرار دارد و در این مناطق اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند. اگر یک شورش مسلحانۀ شیعی آغاز شود ( تحلیلگران شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس معتقدند که ایران کاملاً قادر به سازماندهی چنین امری است)، ضربه های جدی بر اقتصاد عربستان سعودی خواهد بود چرا که 90 درصد درآمد صادرات این کشور را نفت و فرآوردههای آن تشکیل میدهد.
.jpg)
جدال میان ریاض و تهران برای اثرگذاری بر جهان اسلام بیش از یک دهه در جریان است. در سالهای 2010 تا 2012 حاکمان سعودی مکرراً و بهطور همزمان ایالات متحده و اسرائیل را برای حمله به ایران تحریک کردهاند. موضوع دیگری که برای عربستان سعودی به همان اندازه اهمیّت دارد، رژیمهای سلطنتی در منطقۀ خلیج فارس است که شروع "بهار عربی" شیعیان این کشورها را نیز جسور کرد. به طور ویژه مسئلۀ بحرین وجود دارد؛ کشوری که در 18 کیلومتری ساحل عربستان سعودی قرار دارد و توسّط یک پُل به این کشور متّصل است. قدرت حاکم در دست خاندان سُنّی آل خلیفه قرار دارد و این در حالی است که سه چهارم ساکنان این کشور شیعیان هستند. مخالفان آنها در سال 2011 به قدری قدرتمند بودند که نیروهای امنیّتی بحرین قادر به کنترل اوضاع نبوده و تنها با مداخلۀ خشونتآمیز نظامیان سعودی و اماراتی بود که دوباره نظم برقرار گردید.
ریاض عقیده داشت که ناآرامیها در بحرین با تحریک ایران صورت گرفته و هدف از آن سرنگونی خاندان سلطنتی و ایجاد یک حکومت با اکثریت شیعه است. و البته در صورت برگزاری انتخاباتی آزاد در این کشور چنین امری یقیناً محقّق خواهد شد. لذا بر طبق نظر ریاض، ایران به هدف استراتژیک دیرینۀ خود که همان بهدست آوردن پایگاهی در شبه جزیرۀ عربستان است نائل شده و بر هر دو ساحل خلیج فارس تسلّط خواهد یافت. پس از سرکوب خشن و ظالمانۀ انقلاب بحرین، تهران، عربستان سعودی را به تجاوز به خاک بحرین و غرب و ایالات متحده را به رفتار دوگانه متهم نمود. واشنگتن و کشورهای اروپایی در برابر سرکوب بیرحمانۀ بحرین توسط عربستان سعودی حتّی کلمهای بر زبان نیاوردند.
در این بین سازمانهای اطلاعاتی ریاض اخطار دادند که فعّالان شیعه در بحرین و مناطق شرقی عربستان در حال برنامهریزی و آمادگی برای اقدامات مشترکی هستند که به محض دریافت پیام از سوی تهران، اجرایی خواهد شد. به علاوه نشانههایی از نارضایتی شیعیان در قطر هم وجود داشته که بیش از 10 درصد جمعیّت این کشور را شامل شده و بسیاری از خاندانهای شیعی جایگاههای مهمی در حوزۀ ساخت و ساز، تجارت، بانکها و بخشهای خدماتی دارند. فردان که یک میلیاردر و صاحب بزرگترین بانک تجاری در قطر است اگر بخواهد که همکیشانش را حمایت کند، به تنهایی قادر است که اقتصاد قطر را فلج کند.

دشمنی سعودیها با ایران ریشه در تاریخ دارد. کمی پس از تشکیل کشور سعودی، یکی از اولین اقدامات آنها حمله به کربلا و نجف بود؛ دو شهر مقدسی که در عراق امروزی قرار دارند. سپس در دورۀ جمهوری اسلامی در ایران، خصومت آشکار آنها در قتل عام زائران ایرانی در مکه بروز کرد. این زائران خواستار سرنگونی خاندان سعودی نبودند و تنها بر ضد ایالات متحده و اسرائیل شعار میدادند. دشمنی آل سعود با ایران ناشی از مسائل سیاسی، نفت و موضوعات هستهای و منطقهای نیست. سعودیها از این می ترسند که اسلام آنگونه که توسط رهبری جمهوری اسلامی تفسیر شده، چهرۀ پُر تزویر و دروغ وهابیّت را به عنوان یک دکترین تنگنظرانه آشکار کند؛ دکترینی که بسته به قدرت این خاندان است.
در گذشته شیعیان شرق عربستان سعودی ایالت خود را داشتند و در اوایل قرن بیستم به اختیار خود به وهابیها پیوستند. اکنون شیعیان عربستان سعودی به خطری جدّی تبدیل شدهاند. هر زمان میتوانند قیامی را آغاز کنند که ممکن است تهدیدی برای آل سعود به حساب آید. در این صورت در شبه جزیرۀ عربستان، بحرین، یمن و سایر مناطق جهان عرب شیعیان متحد خواهند شد و قادر خواهند بود که هم از لحاظ قدرت و هم از نظر جمعیت ایالت بزرگی را بوجود آورند که رابطۀ بسیار دوستانهای با ایران خواهد داشت.
در عین حال تبعیض علیه اقلیّتهای مذهبی به عنوان یکی از موضوع مهم سیاسی در عربستان سعودی به قوت خود باقی است. شیعیان مناطق شرقی عربستان سعودی تنها در دهۀ 1980 اجازه یافتند که مراسم عزاداری روز عاشورا را بر پا دارند. در حال حاضر شیعیان 15 درصد یا 4 میلیون نفر از جمعیّت شهروندان سعودی را تشکیل میدهند. در عوض شایان توجه است که که جمعیت شیعی همگون نیست. به عنوان مثال، در مرز ایالت یمنیِ نجران پانصد هزار شیعۀ اسماعیلی ساکن هستند. جمعیّت قابل توجهی از شیعیان در مرکز مدینه وجود دارد. جمعیّت شیعیان استان شرقی اثنیعشری و پیروان دوازده امام هستند. این باور، تفکّر غالب در ایران است و بیشتر ساکنان بحرین، عراق و کویت را نیز شامل میشود.

در 1913 نواحی شیعهنشین امروزی در استان شرقی (در اوایل قرن بیستم این نواحی تحت سلطۀ امپراطوری عثمانی قرار داشت) جزئی از سرزمین سعودی بودند که توسط شاه عبدالعزیز احیا شد. جامعۀ کشاورزیشان تحت قیمومیت دولت بادیهنشین جدید قرار گرفت. بعد از 1926 که مدارس مذهب هنبلی در درون مرزهای عربستان سعودی امروزی تأسیس گردید، نظام دادگاهی و قوانین وهابی برای شیعیان اجباری شد. سنت اعتقادی شیعه به عنوان یک بدعت اعلام شد و تخریب اماکن مذهبی شیعیان به عنوان کشمکشی هر روزه، با هدف ریشهکنی باورها آغاز گردید و برپایی مهمترین آیین شیعی یعنی عاشورا ممنوع اعلام شد.
تلاشهای شاه عبدالله بن عبدالعزیز که در سال 2005 به قدرت رسید، کمک کرد تا به حاشیه راندن اقلیّت شیعه کاهش یابد. روشنفکران شیعه در کُرسی های آزاداندیشیِ برنامههای گفتمان ملّی که با هدف ارتباط میان اندیشمندان مذهبی دو نحلۀ فکری اسلام برقرار شده بود، شرکت کردند. هر چند اینها فقط تغییراتی جزئی هستند و اجرای کُند آنها قادر به از میان برداشتن تبعیضها نیست؛ ارتش، پلیس و سرویسهای امنیتی همچنان شیعیان را در کنترل دارند. فتواهای ضد شیعۀ مفتیهای وهابی همچون محدودیت آزادیهای مذهبی یک واقعیّت است.
مسائل حل نشدۀ شیعیان دلایل جدی دارد؛ سرسختی مفتیهای وهابی، حذف مراجع شیعه از شورای عالی علما و دیدگاه سعودی به ایران به عنوان یک دشمن استراتژیک. ورود شیعیان به جامعۀ سعودی امکانپذییر نخواهد بود مگر این وضعیّت اساساً دچار تغییر گردد. اما برای تحقّق این امر، ریاض نیازمند آن است که شیعیان را بدون هیچگونه تبعیضی وارد نظام اجتماعی- سیاسی کشور کند و از مقصّر دانستن تهران در مشکلات داخلی پادشاهی سعودی دست بردارد.