
چه کسانی مخالف بهبود روابط میان ایران و آمریکا هستند ؟ وچرا ؟
گفتار از : صلاح الدین احمد لواسانی
طی چند ماه گذشته و پس از روی کار آمدن دولت میانهرو و اعتدالطلب دکتر حسن روحانی، خبرهای فراوان و بسیار جدی از تمایل به مذاکره میان دو کشور ایران و آمریکا بگوش رسیده است، که باید آن را نقطه عطفی در دستیابی و کسب حداکثری منافعملی شمرده و قدر دانست. چرا که توافق دو کشور برای از سرگیری روابط دوستانه با حفظ عدالت و شئونات دو ملت بزرگ ایران و آمریکا، منجر به خاموش شدن بسیاری از ماجراجوییها در سطح منطقه و جهان خواهد شد

چه کسانی مخالف بهبود روابط میان ایران و آمریکا هستند ؟ وچرا ؟
گفتار از : صلاح الدین احمد لواسانی
طی چند ماه گذشته و پس از روی کار آمدن دولت میانهرو و اعتدالطلب دکتر حسن روحانی، خبرهای فراوان و بسیار جدی از تمایل به مذاکره میان دو کشور ایران و آمریکا بگوش رسیده است، که باید آن را نقطه عطفی در دستیابی و کسب حداکثری منافعملی شمرده و قدر دانست. چرا که توافق دو کشور برای از سرگیری روابط دوستانه با حفظ عدالت و شئونات دو ملت بزرگ ایران و آمریکا، منجر به خاموش شدن بسیاری از ماجراجوییها در سطح منطقه و جهان خواهد شد
البته کشورهایی هستند که این روابط دوستانه بین این دو قدرت جهانی و منطقهای را نمی پسند، زیرا در صورت دستیابی به یک توافق پایدار، منافعی بس عظیم را درحوزههای ژئوپلوتیک و اقتصادی از دست خواهند داد؛ پس تمامی مساعی خود را برای شکل نگرفتن این روابط بکار خواهند بست. این کشورها از طیف های مختلف فکری و سیاسی هستند که جمهوری سوسیالیستی روسیه از جمله آن کشورهاست.
مسکو یکی از بزرگترین مخالفان شکل گیری این روابط است. طی هفته گذشته کارشناس ارشد و مدیر مرکز مطالعات ایران معاصر در مسکو "رجب صفروف" در دو برنامه تلویزیونی زنده اعلام کرد، ایران اولین سنگر دفاعی ما درمقابل غرب است. هدف آمریکا کشور روسیه است و آنها کشورهای اسیای میانه را متحد خود ساختند و تنها را تنفس ما ایران است. اگر در ایران حکومت موافق غرب سر کار آید، ما دیگر قادر نخواهیم بود، نفت و گازمان را بفروشیم، چون در محاصره کامل قرار گرفتهایم و این نظر رسمی مسکو است و ما قطعاپشت ایران خواهیم ماند و از حکومت ایران دفاع خواهیم کرد. وی همچنین در بخش دیگری از گفتارش اشاره نمود؛ با توجه به روی کارآمدن تکنوکراتهایی که تحصیل کرده آمریکا هستند و تمایل به همکاری با غرب را دارند، رئیس جمهور پوتین دستور داده، پیشنهادات قابل توجهی آماده و به دولت ایران ارائه گردد. این درحالیست که با عملی شدن تحریم اتحادیه اروپا از تاریخ اول جولای ۲۰۱۲ بسیاری از مشتریان اروپایی نفت ایران به سمت بازار نفت سنگین اورال هجوم بردهاند. تشابه نوع نفت اورال با نفت سنگین ایران، و دور بودن آن از محدوده پرخطر خلیج فارس آن را برای مشتریان اروپایی به گزینهای جذاب تبدیل کردهاست. این سخنان با این صراحت نشان میدهد قطعا یکی از کسانیکه مطلقا از برقراری ارتباط دوستانه و سازنده بین ایران و آمریکا بطور خاص و غرب به صورت عام، منافع ژئوپلوتیک و اقتصادی خویش را در خطردیده و دست به هر کاری میزند تا این مذاکرات به نتیجه نرسد دولت روسیه است.
از طرفی کشورهای حوزه خلیج فارس هم با این روند دچار مشکلاتی می گردند. درطول سه دهه گذشته و پس از قطع روابط ایران و آمریکا کشورهای منطقه و بخصوص امارات عربی متحد بیشترین منفعت اقتصادی را از راه واسطهگری کسب و در عین حال بر طبل ادعاهایی پوچی چون خلیج عربی و مالکیت جزایر سهگانه کوبیده است. چه کسی است که نداند، غرب و در راس آنها آمریکا میدانند که این ادعاها پشتوانه قانونی ندارد و سکوت آمریکا در این زمینه، صرفا بدلیل سه دهه خلع ارتباط دیپلماتیک بوده، نه تایید حقانیت مدعیان عرب.
از طرفی دولت پادشاهی عربستان سعودی همواره علاقمند به کسب مقام اول از نظر قدرت نظامی و سیاسی در منطقه خاورمیانه بوده است، که این مهم در صورت وجود برقراری رابطه دوستانه ومستقیم بین ایران و آمریکا میسر نخواهد بود .
حجم خرید های تسلیحاتی ، نظامی و بروز آمد کردن آرتش عربستان در سه دهه گذشته ازهمین امر این نشات می گیرد . در این میان، همچون همیشه، عربستان متحد دیرین واشنگتن، در صدر معاملات نظامی با آمریکا قرار دارد. اوایل سال 2012، سخنگوی کاخ سفید از اجرای یکی از بزرگترین قراردادهای نظامی آمریکا با عربستان سعودی خبر داد که ارزش آن بالغ بر 30 میلیارد دلار بود. همچنین بنا بر این قرارداد، 84 فروند جت جنگنده جدید اف 15 و همچنین قطعاتی برای تقویت و نوسازی هفتاد جنگنده اف 15 اس به عربستان تحویل داده خواهد شد. به گفته مقامهای رسمی آمریکا، این قرارداد شامل تامین مهمات نظامی، قطعات یدکی جنگندهها، آموزش، نگهداری و تدارکات لازم است. عربستان سعودی همچنین علاقهمند به خرید هفتاد فروند بالگرد جنگنده آپاچی در این معامله 30 میلیارد دلاری است.
از طرفی عربستان نیم نگاهی هم به برتری همه جانبه و در دست گرفتن بازار خرید و فروش نفت و گاز و تاثیر بر روند تصمیم گیری در اوپک را در سر می پروراند، به عنوان مثال، عربستان سعودی که در حال حاضر بزرگترین تولید کننده در سازمان اوپک است، بارها آمادگی خود برای بالا بردن تولیدش در صورتی که نفت ایران از بازار جهانی حذف شود را اعلام کرده. با افزایش بهای نفت در ماه فوریه ۲۰۱۲، عربستان در چند نوبت افزایش ناگهانی در تولید خود پدید آورد. دولت مردان عربستان خوب میدانند، در صورت بهبود روابط ایران و آمریکا این رویا دیرینشان نقش برآب خواهد شد.
بازیگر دیگر این صحنه، همسایه غربی ایران، ترکیه است. بخش عمدهای از پیشرفت جمهوری ترکیه مدیون محدودیتهای ایران در ارتباط با غرب بوده و نقش واسطه این کشور منافع و منابع مالی سرشاری را به صندوق دولت این کشور سرازیر و بانی رشد و ترقی آن شده است. ازسوی دیگررجب طیب اردوغان رئیس دولت ترکیه نیز مانند سعودیها بشدت در تب قدرت منطقهای شدن میسوزد که از جمله تلاشهای دولتمردان ترکیه، میتوان به تلاش برای هدایت مذاکرات گروه 1+5 و ایران بر سر مناقشات پرونده هستهای ایران با میانجیگری ترکیه را مثال زد که اردوغان و داووداغلو با وجود به کار بستن تمام توان دولت متبوعشان توفیقی در آن نیافتند و مذاکرات در بغداد و آلماتی پیگیری شد. پس مطمئا دولت ترکیه نیز از مخالفان و متضرران برقراری این روابط دوستانه است.
اتحادیه اروپا هم البته از دایره بهرهبرداران این مناقشه خارج نیست. کشورهای اروپایی و در راس آنها انگلیس، آلمان و فرانسه در طول سی سال گذشته، بزرگترین طرف تجاری ایراندر غرب بودهاند و درطول این سی دهه در آمدهای گزافی نیز کسب نموده و چرخهای اقتصادی خود را به پیش راندند. این امر اتفاق نمیافتاد مگر در سایه اختلاف و کدورت بین ایران و آمریکا که درصورت عادی شدن روابط دو کشور، دیگر 1+5 کارکرد خود را از دست خواهند داد و این ایران و آمریکا هستند که در گفتگوهای، مستقیم مسیر مذاکرات را تعیین خواهند کرد و این یعنی تضعیف و تقلیل نقش سیاسی شان در منطقه خاورمیانه به کمترین سطح ممکن. درحالیکه بحران اقتصادی اروپا را در چنبره خود گرفتار آورده. بدترین خبر برای این اتحادیه، برقراری ارتباط عادی میان دو کشور ایران و آمریکا است. پس اتحادیه اروپا نیز تمایلی به آشتی یبین این دو نیست.
هند و چین هم که دو کشور پر جمعیت جهان به شمار میروند، در سالهای اخیر با دور زدن تحریمهای وضع شده از طرف آمریکا بر علیه صنعت نفت و گاز و پتروشیمی ایران، بیشترین ثمره را از این تیرگی روابط به دست آوردهاند، که درصورت حصول توافق برای برقراری ارتباط منطقی بین دو ایران و آمریکا، این میهمانی بزرگ نفتی به پایان خود خواهد رسید و دیگر از نفت ارزان و ... خبری نخواهد بود. همچنین، این دو کشور نیز باید به دنبال مشتری جدیدی برای کالاهای بیکیفیت خود باشند که در پی تحریم های سیستم بانکی ایران نفت ایران را در ازای این اقلام با ایران معامله میکردند. پس قطع به یقین هند و چین هم از مخالفان دوستی ایران و آمریکا خواهند بود.
یکیاز دیگر ازمخالفان حااختلافات ایران وامریکا اسرائیل و لابی های صهیونیستی در کنگره آمریکا هستند . درمورد این گروه آنقدر مسئله روشناست که لازم نیست در این مجمل زاده گویی کرد و فقط به ذکر همین نکته فقط کفایت می توان کرد که بزرگترینو بیشترین فشار بر اوباما و گروه کاریش در داخل آمریکا ازطریق همین لابی ها ونمایندگان وابسته یا تحت تاثیرآنها وارد می گردد.
دسته دیگر مخالفان ارتباط دوستانه دو دولت وملت ، دلالان و رانت خوارانی در درون ایران و آمریکا هستند ، که منافع فراوان و سرشاری از راه خریدهای غیرمستقیم و چند برابر قیمت نیازهای کشور از طریق دلالان بین المللی و ثروت های هنگفتی برای خود دست و پا نمودند . آنها مسلما پایان منافع خود را در برقراری این ارتباط میبینند و تمامی تلاش خود را برای برهم زدن مذاکرات آغاز شده به کار خواهند بست،
اما وجود دولتمردانی با عزمِ جزم، در راس دو کشور میتواند با پشت سرگذاشتن همه این سنگاندازیها این غافله را به سر منزل مقصود برسانند.
رهبر انقلاب اسلامی ، نیز در یک بزنگاه تاریخی و با درایت و درک عمیق بر این نکته تاکید کردند که اگر دولت آمریکا دست از شیوههای گذشته بر دارد، زمان گفتگو و برقراری ارتباط فرا رسیده و میتوان با نگاه به منافع کلان ملی گامهای مثبتی در جهت دوستی دو ملت برداشت و با حمایت از دولت اعتدال و امید زمینههای لازم برای این مهم را فراهم آوردند.