صلاح الدین احمد لواسانی
مجموعه مقالات، نوشتار و آثار مکتوب من

 

 

جهان تاریک مقدم بربیگ بنگ است

نویسنده :  صلاح الدین احمد لواسانی

********************************

برخلاف تصوربسیاری از دانشمندان ، انفجار بزرگ نمی توانسته مبداء وآغاز جهان بی پایان و بزرگ هستی باشد .

درحقیقت میتوان گفت : نه تنها انفجاربزرگ اتفاق قدیم نیست، بلکه واقعه ای جدید ومتاخر است و چند مثال و دلیل ساده می تواند این گفته را اثبات نماید.

طبیعتا" این سوال  به ذهنتان خطور می کند  اگر با چند مثال و دلیل ساده می توان  اندیشه ای سترگ مانند انفجار بزرگ را که مبنای علوم فلسفه ، ریاضیات ، فیزیک، شیمی وستاره شناسی نقطه آغاز هستی ندانست. پس این همه نظریه پرداز، دانشمند کجای کاربوده اند که متوجه این امر نبوده و این همه مقالات تحقیقی و تحلیلی ونتایج قابل لمس ارائه کرده اند ، چگونه بدست آمده است . مگر می شود اشتباهی به این بزرگی رخداده باشد.

 

 


جهان تاریک مقدم بربیگ بنگ است

نویسنده :  صلاح الدین احمد لواسانی

********************************

برخلاف تصوربسیاری از دانشمندان ، انفجار بزرگ نمی توانسته مبداء وآغاز جهان بی پایان و بزرگ هستی باشد .

درحقیقت میتوان گفت : نه تنها انفجاربزرگ اتفاق قدیم نیست، بلکه واقعه ای جدید ومتاخر است و چند مثال و دلیل ساده می تواند این گفته را اثبات نماید.

طبیعتا" این سوال  به ذهنتان خطور می کند  اگر با چند مثال و دلیل ساده می توان  اندیشه ای سترگ مانند انفجار بزرگ را که مبنای علوم فلسفه ، ریاضیات ، فیزیک، شیمی وستاره شناسی نقطه آغاز هستی ندانست. پس این همه نظریه پرداز، دانشمند کجای کاربوده اند که متوجه این امر نبوده و این همه مقالات تحقیقی و تحلیلی ونتایج قابل لمس ارائه کرده اند ، چگونه بدست آمده است . مگر می شود اشتباهی به این بزرگی رخداده باشد.

البته این که می شود. ازآنجا که درطول  تاریخ  تطور و گسترش دانش بشری ، بارها وبارها شاهد این اشتباهات و غفلت ها بوده ایم ، پس میتوان توقع داشت بازهم مرتکب به آن گردیم.

 انسان ازابتدای شکل گرفتن  شناخت خود و دنیای پیرامونش ، در سایه  تجربه   وخطا از یک سو و تفکر و استنتاج ازطرف دیگر . که به آن علم گفته می شود . دائما در حال  گسترش دامنه دانسته های خود بوده است .

در این مسیر  و مرحله به مرحله  بارها نتایج بدست آمده ازاین تحقیقات و تفکرات را باطل یا غیر قابل دفاع دیده و نتایج تازه وقابل قبولتری را جایگزین آن نموده است.این مسئله نه تنها درعلوم تجربی بلکه درعلوم اجتماعی  

و تفکرات فلسفی و عرفانی نیز رایج و روا بوده است.

در نگاهی گذرا به تاریخ به افرادی بر می خوریم که در دنیای غرب  آنان را بنیانگذاران و تداوم بخش  دانش  بشری می دانند ( که ما نیزفعلا" به درستی یا اشتباه این دیدگاه کاری نداریم .)

 افرادی چون ارسطو، بطلمیوس ، سقراط و بقراط درعهد قدیم ، کوپرنیک وگالیله و نیوتنعصرمیانی وانیشتین و هابل و....... درعصرکنونی قدم به قدم  دانش زمان خود را نقد و ازحیظ  انتفاع ساقط  نموده است.و درهایتازه ایازآگاهی رابروی انسان  گشودند . البته همه اینان همواره بعنوان ادامه دهندگان و پیش برندگان  راه حرکت دانش بسمت جلو مورد احترام بشریت بوده اند.

برای درک  بهتر نقض و تصحیح  دائمی دانش بشری کافی است دورانی را  به خاطربیاوریم .که عالمان  ،زمین را بر اساس هیئت بطلمیوسی مرکزهستی پنداشته و ذره ای تردید دران موجب حکم ارتداد می گردید .  

 به یاد بیاوریم چند معادله واسستنتاج  کوپرنیک و چندعدسی کوچک و ضعیف که گالیله تلسکوپش را با آن ساخت ، چگونه تمامی تفکرات و دستاوردهای علمی چندهزارساله قبل ازآن را به بخار توهم  مبدل ساخت .

یا مروری بکنیم  دستاورد های علمی نیوتن را که چگونه  تمامی زیرساختهای دانش آن  روز بشری به چالش کشید و دیگرگون کرد.

انیشتین  چه کرد با دانش و نتایج  مسلم قبل از خودبا یک معادله  پنج حرفی N=mc2   

این تغییر و تحولات همواره درسایه تفکرات انسانهایی شکل گرفته که به جهان بانگاهی موشکافانه نگریسته اند و حاضرنشده . آنچه را می دانند  اصل لایتغیر بدانند .

خوانده ام نقاش وهنرمندی بزرگ نمایشگاهی ازآثارخود درپاریس  برپا نموده بود.درمیان بازدیدکنندگان مردی ساده و روستایی نظرنقاش معروف را بخود جلب کرد . که غرق تماشای یک تابلو ازطبیعت بود. باخود اندیشید چه چیزممکن است این روستایی را که هر روز ناظرهمیشگی چنین صحنه هایی است ،اینگونه مجذوب خود ساخته باشد. نزد او رفت و با ادب و احترام  و بدون آنکه خود رامعرفی نماید  ازاو درباره علت این تامل وتعمقش  درتابلونقاشی  جویا شد.

مرد روستایی درپاسخ به زبانی ساده وبی ریای خود گفت : من در عجبم ازنقاش به این مستعدی و بزرگ که چگونه نمی داند. گنجشکی که برروی شاخه درختی می نشیند داری وزنی است  و همین باعث می گردد شاخه کمی خم شده و انحنا پیداکند. ببینید آن گنجشک  ، آن شاخه را ، کوچکترین اثری را درشاخه از وزن گنجشک به چشم نمی خورد.

هنرمند نقاش ابتدا مات ومبهوت شد ازدقت نگاه آن روستایی و سپس متاثر گردید از این غفلت درنگاه بی دقت واشتباه خودش ازموضوعی به این سادگی و وضوح . و ازآن مرد روستایی بعنوان منتقدی هوشمند تشکر کرد.

سالهاست که درتمام  گفتار و نوشته های  خود  بر روی  یک نکته تاکید می کنم . و آن  اینکه ، باید توجه داشته باشیم . حقیقت یک مفهوم بسیارگسترده است وهر یک ازما فقط بخشی ازآن را می بینم که در زاویه دید ما قرار دارد. ما آنگونه می فهمیم که می بینیم .

زاویه فرق نگاه من و تو موقع فهمیدن

 

و تفاهم یعنی کاهش دامنه زاویه ها

با لبخند

تغییر زاویه نگاه به یک موضوع می تواند ، ما را به نتایج کاملا"متضاد برساند. که می توان برای هرکدام از این نتایج متضاد  ادله  کاملا" قوی و موجه ارائه نمود . که مسلم بودن  آن را تایید و تاکید می کند.

یک مثال ساده : ما در ایران و بسیاری از نقاط جهان می توانیم سوگند بخوریم  ، طول شبانه روزی به صورت متوسط 24 ساعت است که نیمی ازآن روز و نیمه دیگر شب است ...... به هزاریک دلیل عقلی ونقلی میتوانیم آنرا اثبات کنیم . اما درهمین زمین کوچک ما نردمانی  هستند که هم به تجربه و هم با ادله علمی میتوانند قسم بخورند شبانه روز یک سال است که شب شش ماه و روزنیزشش ماه به تقریب......... حال  تصور کنید مباحثه علمی دو انسان را ازاین دوسرزمین مختلف که هرگز شب و روز را درسرزمین دیگری تجربه نکرده اند  و هیچ دانشی  نسبت به حرکت وضعی  و زاویه متمایل زمین نسبت به محورعمودی  خود ندارند . نتیجه چه می شود ؟

کمی دراین زمینه بی اندیشید . ادامه این گفتار را بزودی پی خواهیم گرفت .

صلاح الدین احمد لواسانی .


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 :: 21:15 :: توسط : ahmadlavasani

درباره وبلاگ
این وبلاگ کشکولی بزرگ است ، که همه آثار خود را در آن ریخته ام . و به همین جهت بسیار شلوغ و پر هرج و مرج است. به همین دلیل تعدادی وبلاگ تخصصی و موضوعی ایجاد کردم. که لینک شان را خواهم گذاشت.
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران