صلاح الدین احمد لواسانی
مجموعه مقالات، نوشتار و آثار مکتوب من

 

 

 

 

چرا احساس می کنم
دیگه منو ، دوست نداری
چرا هر روز یه جوری
پا روی ، قلبم می زاری

 

چرا چشمات دیگه
اون برق قدیمو نداره
واسه چی ، چشمای من
ابری شده، هی می باره

 

یادمه یه روزمی گفتی
تا همیشه ، با منی
تا خدا خداس ، با قلبت
منو فریاد می زنی

 

می تونی بهم بگی
خدا ، خدایی می کنه؟
یا اونم مثله شما
میل جدایی می کنه؟

 

تو شما ، منم که من
این دیگه ، باورم شده
عشق ما مرده و غم
مونس و یاورم شده

 

حالا دائم می پیچه
غصه وغم توی صِدام
می شینه نم نم بارون
توی ایوون نگام

 

حالا مطلق
دیگه مونس منه
یه گوشه ، یه عنکبوت
دور دلم تار می تنه

 

 

 

 

می زنه زخمه به تارم
به سرانگشت جفا
خداجون رفته چرا؟
از دلامون مهرو وفا

 

 



ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 31 مرداد 1391 :: 12:42 :: توسط : ahmadlavasani

درباره وبلاگ
این وبلاگ کشکولی بزرگ است ، که همه آثار خود را در آن ریخته ام . و به همین جهت بسیار شلوغ و پر هرج و مرج است. به همین دلیل تعدادی وبلاگ تخصصی و موضوعی ایجاد کردم. که لینک شان را خواهم گذاشت.
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران