.... و آنگاه انسان خدا را آفرید ....
انسان موجودی پیچیده ، نامتناهی و بینهایت خطرناک است.او نه تنها قادرترین موجود روی زمین برای تغییر وضعیت خود ، بلکه توانا ترین آنها برای دیگرگون کردن سرنوشت این سیاره زنده است.
براستی انسان کیست ؟ و چگونه این قدرت را به کف آورده است؟
آیا این گفته ادیان الهی درست است که او در بهشت خلق گردیده و سپس به زمین تبعید گردیده . تا در آن ساکن شده و مسیر خود را به سوی اشرفیت مخلوقات و مدیریت همه هستی طی نماید ؟
آیا این تصور صحیح است که پایان کار پهناور جهان هستی به پایان زندگی انسان گره خورده و اوست که برای پاسخگویی به اعمال خود جهان را به نقطه نابودی نهایی می کشاند ؟ که همانا در ادیان مذکور از آن به عنوان قیامت کبری نامبرده می شود ؟
اساسا دایره دانایی و توانایی عقل کلی که این چنین سرنوشت انسان را رقم زده چقدر است؟
آیا می توان در وقوع این سرنوشت مختوم شک نمود ؟
یا کمی جلوتر برویم ، آیا می توان در بود و نبود چنین عقل کلی با چنین کارکردی تردید کرد ؟
شما فکر می کنید می توان به این نکته اندیشید که اساسا" همه این داستان ها نشات گرفته از ذهن بشر است که به مرور زمان رشد و نمو نموده و به اینجا رسیده که شاهد آن هستیم ؟
اگر چنین باشد، پس می توان این جمله معروف کتاب های ادیان الهی را که می گوید :
.... و آنگاه خداوند انسان را آفرید ....
چنین بیان نمود:
.... و آنگاه انسان خدا را آفرید ....