صلاح الدین احمد لواسانی
مجموعه مقالات، نوشتار و آثار مکتوب من

 

 

فهیم : استاد، میدونستین من دیر فهمیدم؟ قطار منتظر هیچ کس نمی مونه ....
استاد : مخالفم ، هیچوقت برای فهمیدن دیر نیست.
فهیم : نگاهم سمت آسمون بود.
استاد : آسمان تنها یک شبهِ سیاه است. وقتی بری تو دلش، تازه می فهمی جهنم حقیقی ، خودشه.
فهیم : استاد شما چقدر پرانرژی هستید!!!!
استاد: تو هم پر انرژی هستی . اما متاسفانه انرژی ات رو بی دلیل هدر می کنی ....... تو یه استعداد نابی ، که خودت رو درچنبره اوهامی احمقانه ، برای فرار از این تیز هوشی .... که احمق های دور و برت دراجتماع نمی فهمنش ،مخفی می کنی. ....... به جای اینکه خودت روگم کنی . او ن هارو بریز توی زباله دونی اوهام ......
اما در مورد آسمون تیره وسیاه . که با جعبه لوازم آرایش جو زمین ، خودش رو بزک کرده و آبی نشون میده
آسمون خونه ظلمات و تاریکیه . که با استفاده از نور جهان ستارگان روشن فقط یک هشتم از وجود خودش بزک می کنه.آسمون آبی اصالت نداره ، بیشتر یک تابلو نقاشی هست .که منظره ای زیبا بوجود می اره.

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 22:12 :: توسط : ahmadlavasani

 

سخنی از فردوسی

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 22:02 :: توسط : ahmadlavasani

نمایشگاه کتاب

نویسنده : صلاح الدین  احمد  لواسانی

قصه سوم : صبحانه، نهار و حتی شاید شام  

*****************************

روز  پرکاری در  پیش  داشتیم ، خوشبختانه  هم  علی و هم مجید خیلی اهل خواب نبودن ........... پس ساعت هفت لباس پوشیده توی غذاخوری  مشغول  انتخاب صبحانه بودیم ،

روی  میز صبحانه  واریته ای ازمواد غذایی خوشمزه ومقوی  با چیدمانی زیبا دیده می شد شامل:

انواع  قهوه : اسپرسو ماچیاتو، کاپوچینو، اسپرسو، کافه اسپرسو

نوشیدنی های دیگر: چای های ، انواع آب میوه، آب معدنی و وگا

محصولات ارگانیک : انواع کره و پنیر، خامه ، انواع مربای خانگی ، بهترین انواع عسل ارگانیک ، تخم مرغ، نیمرو، سوسیس سرخ شده ، انواع کالباس ، ماهی و پنیر، شیرینی و کیک و انواع نان ها

درهمین زمان مدیره رستوران که خانمی حدود چهل و پنج ساله بود با قدی بلند و اندامی متناسب به من نزدیک شد و آرام و مودب گفت:  ببخشید اقا....

با لبخند  گفتم : بفرمایید

ادامه داد : شما ایرانی هستید؟

پاسخ دادم : بله،چطور مگه ؟.......



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:57 :: توسط : ahmadlavasani

 

ترس  و مذهب

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:52 :: توسط : ahmadlavasani

 

 

یکی از عوارض گول ظاهر مردم را خوردن اینه که ممکنه . گول ظاهری که میخورین.خیلی ظاهری باشه.
در اون صورت شما گول ظاهر رو خوردین . اما احساس می کنین چیزی نخوردین.
در این موارد باید مراقب باشید. گول ظاهر حس تون رو نخورید. چون گول ظاهر حس خود آدم. باعث " رو دلدیسیکام پالین مزمن " میشه. این "رو دلدیسیکام پالین "یکی ازخطرناک ترین بیماریهای تا حالا شناخته نشده است.که محتمل هست بعدا شناخته بشه . ظاهرا با خوردن یک بشقاب خالی می شه بخشی از عوارض نامشخص اون رو پیشگیری کرد .
حرف آخر . حسابی مراقب گول ظاهرخوردگی نوع " رو دلدیسیکام پالین مزمن " باشید.
کی فهمید من من چی میگم؟...................

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:48 :: توسط : ahmadlavasani

 

 

نگاهی حقوقی به گول ظاهر خوردگی :
از منظر حقوقی می توان این بحث را به سه بخش مختلف تقسیم نمود.
1 - مباحث حقوقی
2 - مبانی کیفری
3 - مبانی حقوق کیفزی

در این گفتار به بخش اول یعنی مبانی حقوقی گول ظاهر خوردن می پردازیم. و در گفتار های بعد دو بخش دیگر را نیز مورد مداقه و تفسیر قرار خواهیم داد.

علی الظاهر در این ماجرا دو طرف دعوا وجود دارد :
اول : کسی که گول ظاهر را خورده که فاعل یا وخوانده محسوب می گردد
دوم : آنکه گول ظاهرش خورده شده . که مفعول است و خواهان....

استدلال:
======



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:45 :: توسط : ahmadlavasani

 

 

نیم نگاهی فلسفی به گول ظاهرخوردگی.
=========================
درگول ظاهرخوردگی ، شما چیزی می خورید. که هرچندخوردنی هست. اماخوردنی نیست.
شماچیزی می خوریدکه قطعا" نخوردنی است.
در این زمان ، این بحث حادث می شود که اگر نخوردنی است پس چه جوری خوردنی است و اگر خوردنی است پس چرا نخوردنی ؟
من ، فیساقورص . ارثتو ، ارشمیدص ، بغرات و علیرضا برادر زاده ام نفهمیدند چی شد . ..........
شما متوجه چیزی شدید ؟
اگر فهمید .ما را هم خبر کنید.

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:41 :: توسط : ahmadlavasani

 

ای کسانیکه آورده اید ،
 یادم رفت بپرسم ، ازکجا آورده اید؟!!!!!!

 

 

من أولئك الذين جعلوا
  لقد نسيت أن أسأل، أين كنت أحضر؟!


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:36 :: توسط : ahmadlavasani

 

ای کسانیکه آورده اید،
پس چرا وقتی با من به مسافرت می آیید ، می گویید : نیاورده اید؟!!!!!!!!

 

من أولئك الذين جعلوا
لذلك عندما جئت لزيارة، ويقول، لم يفعل ذلك أبدا!!


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:33 :: توسط : ahmadlavasani

 

ای کسانی که آورده اید,
آیا ایمان تان با دیدن تار مویی می لرزد؟
همانا خاک بر سر صاحب تارمو شد ، با این ایمانتان!

 

يا أيها الذين جعلوا
  هل ترى أن الشعر يهز إيمانك؟
كان التربة في الواقع صاحب الشعر. مع إيمانك!


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 19 شهریور 1392 :: 21:30 :: توسط : ahmadlavasani
درباره وبلاگ
این وبلاگ کشکولی بزرگ است ، که همه آثار خود را در آن ریخته ام . و به همین جهت بسیار شلوغ و پر هرج و مرج است. به همین دلیل تعدادی وبلاگ تخصصی و موضوعی ایجاد کردم. که لینک شان را خواهم گذاشت.
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران