نگاهم کن ،
نگاهی عاشقانه
نگاهی بی تکلف ،
بی بهانه
نگاهم کن
که محتاج نگاهم
تمام مهر تو را ،
بی بهانه می خواهم
کلام عشق تو را
با ترانه میخواهم
بیاو گوشه چشمی،
به شکر این همه حسن
اومدی ،
یه روز ، تو یک
صبح بهاری
که می خوند
ترانه عشق و
قناری
مست دوتا
از غم هجران یار
سخت حیرانم
دلم گرفته عزیزان ،
می ام حواله کنید .
مرا به طعنه مگیرید،
چوشمع سوزانم
عشق را باید دوباره
مشق کرد
بر تن پر راز هستی
نقش کرد
عشق را باید دو باره
رو نوشت
درس عشقی را که
عشق را با سر دویدن ،
عاشقی ست
عشق را با خون رسیدن ،
میدهم سر در مسیرت ،
بی بها
می کنم جانم فدایت ،
داده ام دل را به راه پاک عشق
بر دو دیده می کشم از خاک عشق
عاشقی را یاد مجنون می دهم
درس دلداری به گردون می دهم
بیستون را بر کنم از جای خویش
پس نگیرم زین طریقت پای خویش
مرغ مینا ،
نغمه ای خوش ساز کرد
دشت را سرشار
از این آواز کرد.
کرد مدهوشی
به آوایی حزین
در دل این شام تار
بیقرار ، بیقرار
در بسیط حس عشق
بی گریز و بی فرار
دوست دارم
بی بهانه ،
سر راهت
نشسته ام
با شاخه اي
از گل سرخ
و مي جويمت
به هر نشانه اي.
صفحه قبل1...2526272829...42صفحه بعد